نوشته شده توسط: سوما آریایی
۱)طلیعه اعداد٬همه چیز با آن شروع میشود٬ اکثرا دوست دارند حائز این رتبه شوند.
۳)همان ضرب المثل معروف که میگوید تا سه نشه بازی نشه.
۷)کلی حرف برای آن دارم.
۱۰)میگوید:وقتی کودک بودم همه چیز را ۱۰تا دوست داشتم.بهترین اسباب بازی ام
را٬پدر و مادرم را٬...حتی خدا را.حالا که بزرگ شده ام و اعداد بیشتری میشناسم
نمیدانم تورا چندتا دوست دارم.صد میلیون تا٬صد میلیارد تا٬ویا...اما این را خوب
میدانم که تورا به اندازه همان ۱۰تای کودکی دوستت دارم.
۱۳)همان نحس معروف.پلاکهای خانه های ۱۳را۱۲+۱می نویسند.در روز ۱۳ فروردین
(ضمن در آوردن پدر صاحاب بچه طبیعت)آن را بدر میکنند.
یادم می آیدکه اولین باری که سوار هواپیما شدم ریف و صندلی ۱۳ نداشت.حتی
سازمان ملل با آن دک و پزش طبقه و ردیف و صندلی ۱۳ ندارد.
۴۰) عددی مقدس. اکثر پیامبران در ۴۰سالگی مبعوث شدند. حتی سن ازدواج خدیجه(س) همسر محمد(ص)را۴۰گفته اند که نیست.
وحالا دوباره ۷:براهماییان عقیده دارند که انسان ۷بار میمیرد.ودر عروسیهایشان عروس وداماد ۷ قدم برمی دارند.
زرتشتیان معتقد به ۷ فرشته مقرب بودند.
در مسیحیت ۷ گناه اصلی و توبه و غسل تعمید وجود دارد.
در اسلام طواف به دور کعبه ۷ دور است.در وضو ۷ عضو را می شوییم و درسجده ۷ عضو را بر خاک می نهیم.
۷وادی تصوف:۱)طلب.۲)عشق.۳)معرفت.۴)استغنا.۵)توحید.۶)حیرت.۷)فنا
آرامگاه کورش کبیر ۷ پله دارد.همراهان داریوش کبیر با خودش ۷تن بودند.۷پسر گشتاسب به ۷ راهزن بدل شدند.هفت خان رستم و اسفندیار که معرف حضور
همه است.
اژدهای هفت سر٬هفت طبقه آسمان وجهنم٬هفت خواهران٬هفت شهر عشق
و (ویژه دختر خانم ها)آرایش هفت قلم و.....
امیدوارم از مطلب این دفعه خوشتان آمده باشدتابعد....
نوشته شده توسط: سوما آریایی
آریانیسم
زیباترین واژه ای که شنیده ام.همه میدانیم که آریاییها در شمال فلات ایران زندگی میکردند.از دست یک قوم وحشی به نام«دیو» به فلات ایران کوچ کردند.فرهنگ آنها آنقدر بالا بود که فرهنگ بومیان را هضم کردند.گرچه ایران قدمت چین و مصر را نداشت اما خیلی زود از آنان پیشی گرفت(اگر کسی قبول ندارد فورا به یک کلینیک بیماریهای روانی مراجعه کند).ایرانیان در طول تاریخ دو پیامبر به نامهای «مهاباد» و «زرتشت»را به خود دیدند عین این بنی اسراییلیها نبودند که خدا برای آدم کردنشان از ابراهیم (ع) تا عیسی(ع) را فرستاد اما دریغ از یکی(شاید قرار است معجزه ای شود٬الله اعلم)در مورد اسلام نیز چنین است٬خانواده ای از تبار نور در جایی باید ظهور میکردکه خود یک معجزه باشد٬عربستان چنین جایی بود و خدا مشتی وحشی سوسمارخور را به واسطه اسلام عزت داد.آن زمان که اروپایها همدیگر را میخوردند٬پندار نیک٬گفتار نیک٬کردار نیک تعلیمات ایرانیان بود.
در زمان امام علی(ع) دانشگاه جندی شاپور در ایران از ایشان برای استادی دعوت کرد.ایشان به علت سیاسی قبول نکردند که در عوض اشکها و گلایه هایشان را در چاه می ریختند.خدمات ایرانیان به اسلام بیش از خود اعراب بوده٬به دلایل گفته شده.
محمد(ص)می فرماید:اگر علم در ثریا باشد همانا مردمانی از پارس در آنجا هستند.و یا:اگر آن چیزی که سلمان میدانست ابوذر میدانست کافر میشد.
چه قبل و چه بعد از اسلام همواره ایرانیانی بوده اند کهحفظ آبرو کنند(البته نژاد ایرانی نخاله هم دارد ازجمله سیاسیون پول پرست):
کورش کبیر:مظهر عدالت و دادخواهی و احترام به ادیان بوده که عده ای اورا به مقام پیامبری رساندند٬گویند IQ او ۱۸۰ بوده. منشور حقوق بشر او که در سازمان ملل موجود میباشد دلیلی بر این مدعاست.
باربد:موسیقیدان دوره ساسانی٬سازش بربط بوده که گویند روزی یک آهنگ میساخته.
خیام:تنها ریاضیدان تاریخ است که مسایل و حل آنها در کتابش از خودش است٬رباعیات او نشان از روح بلند او دارد.
ابوریحان بیرونی که تا آخرین لحظه عمر مشغول تحصیل علم بود٬جاذبه زمین و ارتباط اقیانوسها از کشفیات اوست که بی شرمانه به دیگران نسبت دادند.
بگذریم..........ایرانیان هیچگاه مهرورزی به مام میهن را از یاد نبردند.این ضرب المثلها دلیلی بر این مدعاست:
هنر نزد ایرانیان است و بس.
شاهنامه آخرش خوش است(آخر شاهنامه چیزی نیست جز پیروزی اعراب بر ایرانیان).
که خود حکیم ابوالقاسم فردوسی می فرماید:
زشیر شتر خوردن وسوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار
که چرخ کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
خلاصه مطلب اینکه کار ما جوانان است که ایرانی ازنو بسازیم که عزت و جلال خود را باز یابد.
زنده باد پرشیا
نوشته شده توسط: سوما آریایی
لحظه دیدار
لحظه دیدار نزدیک است.وشاید هم نیست.اما بدون شک اتفاق خواهد افتاد.
شیرمردی با عمر نوح(ع)٬با پیرهن ابراهیم(ع)٬با عصای موسی(ع)٬دستان عیسی(ع)٬چهره ماه محمد(ص)٬قلب پاک مادرش زهرا(س)٬با علم و رشادت وذوالفقار علی(ع)٬ صبر و شکیبایی حسن(ع)و مظلومیت و ذوالجناح حسین(ع) خواهد آمد.
وچه زیباست برای ما که ایرانی هستیم....آخر خون ایرانی در رگهای او جاری است. مادر جدش ٬زین العابدین٬همسر حسین(ع)٬ پادشاه جوانان اهل بهشت است....
فقط خدا میداند کی می آید.اگر بیاید تنها نیست.همان مسیح که به خطا گفتند به صلیب کشیده شد٬در کنار اوست و خضرنبی(ع)و ۳۱۳یار عاشق...
لحظه دیدار من کجا هستم؟
اگر هستم چه میکنم؟
آیا او را میبینم؟
لحظه دیدار چه لحظه با شکوهی است.برای آن لحظه دل توی دلم نیست.کاش آن لحظه را ببینم.
آه...اگر لحظه دیدار بامن لب به سخن بگشاید٬چه خواهد گفت؟
تپش...
...تپش...
...تپش...
فکرش دلم را می لرزاند.آخر غرق گناهم.آیا لیاقت لحظه دیدار را دارم؟نمی دانم...
اما شنیده ام٬آنان که عشق او وخاندانش را در دل دارند٬زیر سایه مهر او و صد البته پروردگارش قرار دارند.
یعنی من هم؟...
خدایا...وقتی به لحظه دیدار می اندیشم تازه معنی شیرین امید و رهایی را درک میکنم.
صبح جمعه است.نگاهی به پنجره میکنم.حرم علی ابن موسی الرضا(ع) از دور پیداست.خورشید از فکر حضور او از شرم سرخ شده است.
ومن رو به آینه ای که در اتاقم است میکنم٬برق امید در چشمانم موج می زند و دعایی بر لبم.
لحظه دیدار نزدیک است...
لحظه دیدار نزدیک است...
لحظه دیدار نزدیک است...
تقدیم به او که می آید
«برداشت آزادی از شعر لحظه دیدار مهدی اخوان ثالث.نوشته شده در مشهد،روبروی حرم امام رضا(ع)»