• وبلاگ : آتشي كه بر پا شد
  • يادداشت : نون و پنير و هسته
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    حسن يك ، حسن دو ، حسن دنده به دنده . حسن چرا نمي خنده ؟

    تو دنياي شماها ،كه آزادي تو بنده .حسن چه جوري بخنده ؟

    از اون روزي كه آدم توي دنيا پا گذاشته

    از اون روزي كه شلاق دورنگي

    روي گرده مردا جا گذاشته

    ديگه جا واسه يك رنگي نمونده ، حسن چه جوري بخنده ؟

    اگه كامه جوونمرداي عالم مثه زَهره

    اگه شادي و مستي با دل عاشقا قهره

    ولي زندگي ظالما شيرين مثه قنده. حسن چه جوري بخنده ؟

    حسن از بچگيش رنگ صداقت رو نديده

    فقط حرفي شنيده

    حسن ميدونه اين حرفا چرنده . حسن چه جوري بخنده ؟

    حسن فصل خزوونه

    دلش درياي خوونه

    حسن روزي كه اين چشماي گريونو ببنده

    اونوخ شايد بخنده...

    ***

    دلم گرفت . ميدونم دلت اهل ترانه ست . پس برات ترانه نوشتم.